برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان
برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان
برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان
A: من به اندازه ی کافی وقت تلف کردم. نمیدونم این از روی صداقتمه یا همون صداقتمه! من به نهایت کشمکش، تضاد، بدبختی درونی، بدبختی بیرونی، رسیدم. عین یه نمک پاش نم گرفته بی مصرف. به نظرم دیگه بسه! یه ورق جدید باید باز کنم. برای خودم برای آیندم..
B: چند وقت بود نبودم. شماها بودین؟ حالتون چطوره؟ راستی... این قسمت اول ُ اگر خوندین با وضعیت خودتون بخونید. اینجوری راحت الحلقوم تره! والا :)
برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان
A: چقدر شبیه من بود.. چقدر فکرش، حرف زدنش، دغدغه هاش.. شبیه من بود :) بیرون میرفت و میدید کسی نمی خنده و این اذیتش میکرد.. چقدر خوب از خودشناسی ُ زندگی حرف میزد. دلم نمیخواست تموم بشه و همینطور ببینمش.. انسان عجیبی بود.. دوست داشتنی.. مهربون.. دوسش دارم.
B: فردا تکرار دورهمی با بهرام افشاری رو ببینید که با قسمت قبل موافق باشید.
برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان
A: ساعت چهار صبحه. به نیمباز فکر میکنم. به صحبت هامون.. عجیبه که اون دوران چجوری تموم شد. وقتی برات مینویسم میدونم نمیخونی.. اصلا کجا هستی که بخونی! نوروز هم اومد.. بارون میباره.. هوا سرد شده. یادمه تو همچین روزایی تموم شد همه چیز.. امیدوارم.. بهم فکر کنی :) و بتم بفهمونی که به فکرمی :)
B: حالم از یه سری چیزا به هم میخورد که الان دیگه خنثی شدم و فقط به فکر حال خوب خودمم.. این عاااالیه
برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان
برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان
برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان
برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان
برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان
برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان
برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان
برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان
برچسب:
نویسنده: یونا حسینیان